170445610

تهران را هرطور ببینی زیباست از شبهای پرنور و درخشانش تا چشمک قله دماوند بر فراز شهر و نورافشانی برج های آزادی و میلاد و جنب و جوش پل طبیعت تا بستنی خوران شب های فرحزاد؛ اما گاه چهره هایی را در شهر می بینی که غمبار است؛ درست مانند بساط یک دستفروش در کنج خیابان ولیعصر یا راننده خانمی که مهر مادرانه اش را در پشت رل حبس می کند به امید لقمه نانی.

گروه جامعه ایرنا - ساعت ۱۵ عصر چهارمین روز از تابستان گرم ۱۴۰۲؛ آنگاه که گرما در اوج است و همه در میان هیاهوی روزمره، برای زندگی خود تلاش می‌کند، منتظر تاکسی بودم که خانمی نسبتا میانسال پشت فرمان یک تاکسی جلو پایم ترمز کرد.

مسیری را که می‌خواستم به او گفتم که پس از تکان دادن سرش سوار تاکسی شدم، به یکباره برای گرفتن گزارش از «زنان راننده تاکسی» جرقه‌ای در ذهنم روشن شد، پرسیدم تو این هوای گرم تابستانی با این آفتاب سوزان رانندگی کردن با تاکسی بدون کولر، سخت نیست؟

همین یک یا دو جمله در مسیر کوتاهی که مسافرش بودم دردهای وجودش را که مانند زخمی کهنه سرباز می‌زند، برایم بازگو کرد، سختی روزگار و زندگی پر از مشقت من را به عنوان یک زن وادار به کار سخت مردانه کرده است، کاری که هزاران سختی با خود دارد و دلخوشی من چند کلمه‌ای صحبت با مسافران خانم است.

می‌گوید زمانی که همسن شما شاید هم کوچکتر بودم نمی‌توانستم مدت زیادی را در تاکسی یا ماشین شخصی دوام بیاورم. همیشه در مسیرهای کوتاه برای خرید یا هر برنامه‌ای که داشتم پیاده می‌شدم چون از سوار شدن بر خودرو متنفر بودم. پیاده‌روی و قدم زدن با دوستان یا خانواده را به هر چیزی ترجیح می‌دادم اما این روزها وضعیت کمی متفاوت‌تر است.

سختی‌های زندگی بانوان راننده با مشقت رانندگی به عنوان یک شغل مردانه عجین شده است. این روزها برخی کارهایی که جنس مردانه دارد برای بانوانی که مسیر سخت زندگی را سپری می‌کنند کاری آسان‌تر از فعالیت‌های حوزه زنان است و امروز رانندگان زن زیادی در این عرصه بخاطر شرایط نامناسب اقتصادی فعالیت دارند.

روزگار سخت و کار سخت‌تر؛ مادرانه‌هایم در خیابان‌های تهران جا ماند

مشکلاتی که من دارم شاید بسیاری از مردم هم داشته باشند اما از نوع خود قابل قیاس با دیگران نیست، زندگی با دو فرزند بدون همسر شرایط را برای من و فرزندانم بسیار سخت کرده است

شرایط سخت زندگی‌ام که نمی‌خواهم دوباره حتی برای خودم آن را بازگو کنم من را به این وضعیت رسانده است، از سال ۱۳۸۵ تاکنون راننده تاکسی هستم. زندگی سختی دارم و همیشه مجبورم با ساعت‌ها تاکسی رانندگی کنم تا بتواند کفاف زندگی من و فرزندانم را بدهد. روزگار سختی در پیش داریم و همه خوب این را می‌دانیم.

از ساعت هشت صبح تا ۱۲ ظهر هنگام ناهار در خیابان هستم یک تا دو ساعت برای استراحت به منزل می‌روم و دوباره ساعت ۲ بعدازظهر به بعد خانه را برای مسافرکشی ترک می‌کنم و حدود ساعت ۱۰ شب راهی خانه می‌شوم، البته خانه که نه، خوابگاه واژه بهتری است، چون به محض رسیدن می‌خوابم و باید فردا صبح از خانه بیرون بزنم.

در این شرایط سخت و گرمای هوا به دلیل برخی مشکلات مجبور به گرفتن رژیم غذایی هستم، چون هوا خیلی گرم است برخی از موادغذایی را حذف کرده‌ام و همین موضوعات باعث شده که مشکلات گوارشی هم چاشنی مسایل زندگی شود چون تا آب می‌خورم حالت تهوع می‌گیرم اما بخاطر گرمای شدید هوا به ویژه در هنگام ظهر و بعدازظهر مجبور به نوشیدن آب برای جلوگیری از گرمازدگی هستم.

می‌گوید: مشکلاتی که من دارم شاید بسیاری از مردم هم داشته باشند اما در نوع خود قابل قیاس با دیگران نیست، زندگی با 2 فرزند، بدون همسر شرایط را برای من بسیار سخت کرده است اما با رانندگی تاکسی در هر روز هفته حتی جمعه‌ها باعث شده که تا حدودی دخل و خرج من با هم همخوانی داشته باشد؛ از طرفی دیگر فرزندانم از نعمت همراهی، تفریحات سالم و زندگی در جامعه محروم شده‌اند.

روزگار سخت و کار سخت‌تر؛ مادرانه‌هایم در خیابان‌های تهران جا ماند

فرزندم را روزی یک ساعت بیشتر نمی‌بینم

یک بانوی راننده تاکسی دیگر که بخاطر دخترش و پس از جدایی از همسرش به دلیل مشکلات خانوادگی به شغل رانندگی آن هم با تاکسی روی آورده است، می‌گوید: از صبح ساعت ۶ صبح تا ۶ عصر حدود ۱۲ ساعت بیرون از خانه کار می‌کنم؛ ساعت هفت عصر دخترم چندکلاس نقاشی و زبان انگلیسی ثبت‌نام کرده که به خاطر نزدیکی با منزل خودش پیاده می‌رود و من همان ساعت ۶ تا ۷ عصر او را می‌بینم.

رانندگان تاکسی که تنها منبع درآمد انها از مسافرکشی است حتی یک روز بیکاری باعث عقب افتادن قسط وام و اجاره خانه آنها خواهد شد. من هم مستاجرم و هم چندین مورد وام بانکی دارم که باید سر ماه اقساط آن پرداخت شود.

شب هم که به خانه برمی‌گردد من خسته‌ام و خواب و دخترم هم پس از خوردم شام برای استراحت به اتاقش می‌رود، این زندگی من و دخترم است و فقط روزهای جمعه کار نمی‌کنم تا شاید از این طریق طعم زندگی با فرزندم را بچشم. زندگی در چنین شرایطی بسیار طاقت‌فرسا و سنگین است اما چه باید کرد.

سختی کار زنان راننده تاکسی به بسیاری از مشکلات دیگر گره خورده است اینکه شب‌ها امنیت زیادی برای مسافرکشی وجود ندارد، در طول روز هم با هر مشکلی برای خودرو، مشکلات بیشتری را باید تحمل کنیم به عنوان نمونه یک روز پس از پنجرشدن لاستیک خودرو امکان تعویض آن را نداشتم و حدود ۲ ساعت در گرمای هوا ماندم تا بالاخره یک مرد به کمک من آمد و پس از نیم ساعت این مشکل من حل شد.

می‌گوید:یکبار هم دنده ماشین جا نمی‌رفت و به سختی توانستم خودرو را به یک تعمیرکار نشان دهم و همان مشکل، من را 2 روز کامل بیکار کرد.

رانندگان تاکسی که تنها منبع درآمدشان از مسافرکشی است، حتی یک روز بیکاری باعث عقب افتادن قسط وام و اجاره خانه آنها خواهد شد. من مستاجرم و چندین مورد وام بانکی هم دارم که باید اقساط را سر ماه پرداخت کنم اما هر بار خرابی و تعمیر خودرو باعث اختلال در شرایط اقتصادی زندگی ام می شود.

مشکلات رانندگان تاکسی به ویژه بانوان اعم از شرایط اقتصادی نامناسب، افزایش نرخ کالاها، اجاره خانه، شهریه مدارس و دیگر موضوعات همواره وجود دارد و به همین دلایل، هر روز به این فکر می کنم که در زمان هرکدام از این مشکلات ساعت بیشتری بیرون از خانه مسافرکشی کنم تا بتوانم از پس این مشکلات برآیم.

روزگار سخت و کار سخت‌تر؛ مادرانه‌هایم در خیابان‌های تهران جا ماند

خانم راننده‌ای که تقریبا هر روز تعمیرگاه است

ساعت ۹ شب درخواست خود برای اسنپ را که تایید کرد نام یک بانو را برای من ثبت کرده بود، گفتم یعنی این موقع شب یک خانم باید مسافرکشی کند چه شرایط سختی شده که این بانو در چنین وضعیتی مجبور به کار در اسنپ در نیمه‌های شب است. به یکباره خودرو رسید.

مشکلات و استهلاک خودرو باعث شده بخشی از درآمد روزانه من از ساعت ۶ صبح تا ۱۰ شب صرف مشکلات ماشین می‌شود و بخاطر شرایط زندگی روزانه بیش از ۱۲ ساعت بیرون از منزل کار می‌کنم اما همچنان مخارج زندگی را نمی‌توانم تامین کنم.

چون خانم بود سر صحبت را باز کردم و گفتم این صداهای زیاد با کار مسافرکشی شما را خسته نمی‌کند چون واقعا برای هرکاری باید ذهن آرام داشت تا با تمرکز به آن فعالیت به خوبی ادامه داد؟ اما پاسخ این خانم شنیدنی بود کاش همین هم برام بمونه که بتونم مخارج زندگی‌ام رو تامین کنم.

خودروی ریوی من متولد سال ۱۳۸۲ است یعنی حدود ۲۰ سال است که کار می‌کند. البته من حدود ۱۰ سالی هست که آن را خریدم اما از روزی که این ماشین رو سند زدم شاید باورتان نشود که هر روز یک مشکلی دارد و مجبورم آن را تعمیر کنم اما در شرایط امروزی امکان خرید ماشین جدید با همه اقساط و اجاره خانه را ندارم و باید با همین بسازم.

من خودم اکنون یک تعمیرکار خودرو هستم برخی مواقع با هر مشکلی که برای ماشینم پیش می‌آید کاپوت ماشین رو بالا می‌زنم و چند ساعتی با پیچ‌گوشتی و اچار هبجان ماشین می‌افتم تابالاخره متوجه مشکل می‌شوم و آنقدر این کار را انجام داده‌ام که الان دیگر خودم برخی از مشکلات ماشین رو رفع می‌کنم.

همین مشکلات و استهلاک خودرو باعث شده بخشی از درآمد روزانه من از ساعت ۶ صبح تا ۱۰ شب صرف همین مشکلات ماشین می‌شود و بخاطر شرایط زندگی روزانه بیش از ۱۲ ساعت بیرون از منزل کار می‌کنم اما همچنان مخارج زندگی را نمی‌توانم تامین کنم. اما باز هم سختی کار را با جان می‌خرم چون شغل رانندگی شریف است و من مجبور به ادامه فعالیت با این شغل برای درآمدهای زندگی خود هستم.

روزگار سخت و کار سخت‌تر؛ مادرانه‌هایم در خیابان‌های تهران جا ماند

فعالیت بیش از چهار هزار زن در عرصه تاکسیرانی

مرتضی ضامنی مدیر عامل اتحادیه تاکسیرانی شهری کشور پیشتر در گفت‌و گو با خبرنگار ایرنا گفته است: اکنون چهار هزار و ۸۳۰ زن در کشور راننده تاکسی هستند و در ناوگان تاکسیرانی فعالیت می‌کنند. دو هزار و ۹۰۰ نفر از بانوان فعال در حوزه تاکسیرانی کشور در تهران فعالیت می کنند، در این بخش این آمادگی وجود دارد تا با همکاری علاقه‌مندان سهم زنان را حوزه تاکسیرانی افزایش دهیم.

ناوگان فعال تاکسیرانی با ۳۱۸ هزار خودرو تاکسی در سطح کشور مشغول ارائه خدمت است که از این تعداد در شهر تهران ۷۶ هزار خودرو تاکسی فعال هستند.