172749290

کشتار بی‌قاعده و بی‌رحمانه کودکان بی‌دفاع مینابی در مدرسه، یک فاجعه‌ انسانی و نقض آشکار نظام حقوق بین‌الملل بشر است که در بطن تجاوز بی‌رحمانه به ایران عزیزمان قرار دارد.

دانش آموزان شهید و مظلوم مینابی نباید فراموش شوند بلکه مظلومیت این کودکان بی‌گناه که در مدرسه توسط رژیم صهیونیستی و آمریکا به خاک و خون کشیده شده‌اند را باید در ادبیات مقاومت کودک و نوجوان در آینده این سرزمین بازتاب دهیم.

ثبت این واقعه ناگوار و نوشتن از جنگ و تجاوز به ایران عزیزمان و کودکان معصوم آن محتوایی است که باید در ادبیات مقاومت کودک و نوجوان انعکاس یابد زیرا می‌تواند به این حوزه رنگ و بویی دیگر بدهد، چراکه این روزها چهارگوشه ایران مملو از فریادهای بی‌صدای کودکان مظلوم این سرزمین است.

تجاوز به این سرزمین، گواهی بر نقض مکرر حقوق بین‌الملل بشر و اصول انسانی و کنوانسیون حقوق کودک توسط اسراییل خبیث است که خود به یک نماد از فاجعه‌ای عمیق و غمبار تبدیل شده است.

در هر دور از درگیری‌ها و بمباران‌ها، صدها کودک بی‌گناه قربانی می‌شوند، و این پرسش در ذهن‌ها باقی می‌ماند که آیا چگونه دنیای امروز می‌تواند نسبت به این جنایات دهشتبار بی‌تفاوت بماند؟

مطابق با کنوانسیون‌های بین‌المللی، به‌ویژه کنوانسیون حقوق کودک ملل متحد و پروتکل‌های مربوط به جنگ، هدف قرار دادن غیرنظامیان، به‌ویژه کودکان مظلون، یک جرم جنگی محسوب می‌شود و کشتار کودکان مظلوم در ایران عزیزمان، نقض بارز این قوانین است و جامعه‌ جهانی را به چالش می‌کشد.

آمارها نشان می‌دهد که در هر دور از درگیری، درصد نسبتا بالایی از قربانیان زیر سن 18 سال هستند. این وضعیت، نه تنها نشان ‌دهنده بحران انسانی است بلکه نشانه‌ای از ناتوانی جامعه‌ بین‌المللی در حفظ صلح و امنیت است.

سازمان‌های بین‌المللی، از جمله سازمان ملل متحد، به کرات نسبت به این کشتارها توسط رژیم صهیونیستی هشدار داده‌ اما همچنان اقدامات مؤثری جهت جلوگیری از تکرار این جنایات انجام نشده است. این سکوت و عدم واکنش، به نوعی تأیید ضمنی نقض حقوق بشر محسوب می‌شود.

هر کودک که جان خود را از دست می‌دهد، یک داستان ناتمام از امید و آرزوهاست. والدین این کودکان، نه تنها فرزندان خود را از دست می‌دهند بلکه به خاطر فقدان آینده‌ای روشن، دچار بحران‌های عمیق روحی و روانی می‌شوند.

در ایران عزیزتر از جانمان، فرزندان نه تنها قربانیان جنگ، بلکه شاهدان فجایعی هستند که زندگی‌شان را تحت تأثیر قرار می‌دهد. کودکان، با تروماهایی عمیق مواجه‌اند که به راحتی قابل جبران نیست.

بسیاری از این کودکان دچار اختلالات روانی و مشکلات عاطفی می‌شوند که زندگی آنها را تحت تأثیر قرار می‌دهد. این مسئله می‌تواند نسل‌های آینده را نیز دچار بحران‌های هویتی و روانی کند.

سکوت در برابر این جنایات، به معنای تأیید آن‌هاست و موجب تداوم این چرخه خشونت و کشتار خواهد شد. دنیای امروز نمی‌تواند نسبت به فریادهای خاموش این کودکان بی‌تفاوت بماند، می‌بایست صدای این قربانیان بی‌صدا را بشنویم و با اقداماتی مؤثر، از تکرار این فجایع جلوگیری کنیم.

در نهایت، زمان آن رسیده است که ما به عنوان ابنای بشر، به این پرسش بنیادین پاسخ دهیم که آیا در عصر انقلاب صنعتی چهارم کودکان بی‌دفاع حق زندگی، عشق و آینده‌ای روشن ندارند؟ آیا کشتار بی‌گناهان می‌تواند ادامه یابد در حالی که ما شاهد این جنایات هستیم؟ تغییر واقعی، تنها زمانی حاصل خواهد شد که هریک از ما به‌عنوان یک انسان، برای جلوگیری از این ظلم‌ها و تأمین آینده‌ای بهتر برای کودکان ایران، گام برداریم.

*حقوقدان، مدرس دانشگاه و پژوهشگر حقوق بین‌الملل کودکان